معنی ۱informal · 87%
فردی که کار یا چالشی را بیش از اندازه زود رها میکند.
مثالهای طبیعی
The coach called him a quitter after one missed practice.
مربی بعد از تنها یک جلسه غیبت او را آدم زودتسلیمشوندهای خواند.
I am not a quitter just because I changed careers.
فقط چون شغلم را عوض کردهام آدمی نیستم که زود جا بزنم.
Calling people quitters ignores their reasons for leaving.
زودتسلیمشونده نامیدن افراد دلایلشان برای رفتن را نادیده میگیرد.
نکتهٔ کاربردی
quitter اغلب توهینآمیز است؛ ترک موقعیتی زیانآور یا نامناسب لزوماً به معنای زود تسلیم شدن نیست.
