بر امیدهای آرمانگرایانهای استوار است که جذاباند اما واقعبینانه یا عملی نیستند.
مثالهای طبیعی
The proposal to ban all waste overnight seems quixotic.
پیشنهاد ممنوعکردن تمام زبالهها در یک شب، آرمانگرایانه اما غیرواقعبینانه به نظر میرسد.
Investors dismissed the founder’s quixotic vision of instant global adoption.
سرمایهگذاران چشمانداز خیالپردازانهٔ بنیانگذار دربارهٔ پذیرش فوری در سراسر جهان را رد کردند.
Her quixotic campaign inspired volunteers despite its slim chances.
کارزار آرمانگرایانه و دور از واقعیتِ او، با وجود شانس ناچیز موفقیت، به داوطلبان انگیزه داد.
نکتهٔ کاربردی
اغلب نوعی تردیدِ همراه با همدلی را میرساند، نه صرفاً تحقیر.
