آرمانگرایی افراطیای که فرد را به دنبالکردن برنامهها یا آرمانهای غیرعملی میکشاند.
مثالهای طبیعی
His quixotism drove a campaign with little chance of success.
آرمانگراییِ غیرواقعبینانهٔ او به راهاندازی کارزاری انجامید که شانس موفقیت اندکی داشت.
The novel portrays quixotism as both admirable and foolish.
رمان، آرمانگراییِ خیالپردازانه را هم ستودنی و هم احمقانه نشان میدهد.
Good intentions alone can turn into quixotism without realistic planning.
بدون برنامهریزی واقعبینانه، نیتهای خوب هم میتوانند به آرمانگرایی غیرعملی تبدیل شوند.
نکتهٔ کاربردی
اسمی ادبی و کمکاربرد است و معمولاً شمارشناپذیر به کار میرود.
