معنی ۱neutral · 89%
آنقدر گیرا یا بهیادماندنی که ارزش نقل کردن و تکرار داشته باشد.
مثالهای طبیعی
The minister delivered a quotable line about public trust.
وزیر جملهای ماندگار دربارهٔ اعتماد عمومی بیان کرد که ارزش نقل کردن داشت.
The final chapter is more quotable than the first.
در فصل پایانی، جملههای قابلنقل بیشتری نسبت به فصل اول وجود دارد.
Her remarks were clear, funny, and highly quotable.
حرفهای او روشن، بامزه و بسیار نقلکردنی بودند.
نکتهٔ کاربردی
quotable یعنی شایستهٔ نقل کردن؛ این واژه بهتنهایی به معنی مجاز بودن کپی متن از نظر قوانین حق نشر نیست.
