معنی ۱neutral · 86%
جانوری کوچک با گوشهای بلند و موی نرم که میتواند وحشی یا خانگی باشد.
مثالهای طبیعی
My rabbit eats carrots and grass.
خرگوش من هویج و علف میخورد.
We saw three rabbits in the field.
ما سه خرگوش در مزرعه دیدیم.
Look at the white rabbit by the tree.
به خرگوش سفید کنار درخت نگاه کن.
نکتهٔ کاربردی
این واژه هم برای حیوان خانگی و هم برای خرگوش وحشی به کار میرود؛ برای بیش از یکی rabbits میگوییم.
ترکیبهای رایج
— خرگوش خانگی
