race
A1اسم/US /reɪs/ rās; UK /reɪs/ rās/
تبار، مسابقه، کورس
JadoLearn Dictionary
معنی race به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
تبار، مسابقه، کورس
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
حسب و نسب، اصل ونسب، سویه
سطر، خط، صف
طایفه، عترت، خانواده
منزل، چهاردیواری، جا دادن
زادو ولد، ثمره، ذریه
اخلاف
هیچکدام؛ هیچکس؛ هیچ
پرده، یفا کردن، اقدام کردن
کنش، عمل، فعل
مخاطب قرار دادن، سرخط، نشانی
پیش افتادن، پیشرفت کردن، جلو افتادن
وکیل مدافع، طرفدار بودن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.