معنی ۱neutral · 95%
مسابقهای برای مشخص کردن اینکه چه کسی سریعتر میدود، میراند، شنا میکند یا حرکت میکند
مثالهای طبیعی
She entered a race at school.
او در مدرسه در یک مسابقه شرکت کرد.
He won the race by two seconds.
او مسابقه را با دو ثانیه اختلاف برد.
Several races were held during the afternoon.
در طول بعدازظهر چند مسابقه برگزار شد.
نکتهٔ کاربردی
race دربارهٔ سرعت است و نقطهٔ شروع و پایان دارد.
ترکیبهای رایج
— مسابقه را در رتبهٔ اول به پایان رساندن

