معنی ۱neutral · 95%
با کسی رقابت کردن تا مشخص شود چه کسی سریعتر است.
مثالهای طبیعی
Mina raced against her friend.
مینا با دوستش مسابقه داد.
He raced to the station.
او با سرعت به ایستگاه دوید.
The children are racing outside.
بچهها بیرون در حال مسابقه دادن هستند.
نکتهٔ کاربردی
برای یک رقابت سرعتی یا حرکت بسیار سریع به سمت یک مکان از race استفاده کن.
ترکیبهای رایج
— با کسی در یک مسابقهٔ سرعت رقابت کردن

