معنی ۱neutral · 85%
شخصی که در مسابقهٔ سرعت شرکت میکند، بهویژه بهصورت ورزشی و منظم
مثالهای طبیعی
She is the fastest racer in our club.
او سریعترین شرکتکنندهٔ مسابقه در باشگاه ماست.
The racers lined up behind the starting line.
مسابقهدهندگان پشت خط شروع صف کشیدند.
When did you become a professional racer?
از کی مسابقهدهندهٔ حرفهای شدی؟
نکتهٔ کاربردی
Racer شخص شرکتکننده است؛ race خودِ مسابقه است.
ترکیبهای رایج
— فردی که حرفهاش مسابقهدادن است
