وسیلهای دستهدار با صفحهٔ زهدار برای ضربهزدن به توپ در ورزش
مثالهای طبیعی
My tennis racket needs a new grip.
دستهٔ راکت تنیسم باید عوض شود.
She borrowed a racket before the match.
او پیش از مسابقه راکتی قرض گرفت.
The rackets were stacked beside the court.
راکتها کنار زمین روی هم چیده شده بودند.
نکتهٔ کاربردی
برای وسیلهٔ ورزشی املای racquet نیز پذیرفته شده است.
