معنی ۱formal · 90%
گسترشیابنده از یک نقطهٔ مرکزی به اطراف، مانند پرههای چرخ.
مثالهای طبیعی
The city has a radial road network.
این شهر شبکهای از جادههای شعاعی دارد.
The pattern is radial rather than linear.
این الگو شعاعی است، نه خطی.
We chose a radial layout around the fountain.
برای فضای اطراف فواره چیدمانی شعاعی انتخاب کردیم.
نکتهٔ کاربردی
radial بر امتداد یافتن از مرکز به بیرون تأکید دارد؛ circular حرکت یا چرخش به دور همان مرکز را بیان میکند.
