بسیار درخشان و نورانی؛ دارای جلوهای پرنور.
مثالهای طبیعی
A radiant sun rose over the hills.
خورشیدی درخشان از فراز تپهها طلوع کرد.
The gemstone looked radiant under the lights.
سنگ قیمتی زیر نور چراغها درخشان به نظر میرسید.
The panels appeared more radiant after polishing.
صفحهها پس از صیقل خوردن، درخشانتر به نظر میرسیدند.
نکتهٔ کاربردی
radiant در این معنا یعنی از نظر ظاهری نورانی؛ لزوماً به تابش زیانآور یا رادیواکتیویته اشاره نمیکند.
