فرایند تهیهٔ تصویر از ساختارهای درونی با استفاده از پرتو ایکس یا تابش مشابه.
مثالهای طبیعی
She enrolled in radiography after studying biology.
او پس از تحصیل در رشتهٔ زیستشناسی، در رشتهٔ رادیوگرافی ثبتنام کرد.
Radiography can help doctors identify certain bone injuries.
رادیوگرافی میتواند به پزشکان در شناسایی برخی آسیبهای استخوانی کمک کند.
Digital radiography replaced film in many clinics.
در بسیاری از درمانگاهها، رادیوگرافی دیجیتال جایگزین روش فیلمی شد.
نکتهٔ کاربردی
برای اشاره به روش تصویربرداری یا رشتهٔ تخصصی، معمولاً اسمی غیرقابلشمارش است.
