درمان پزشکی با تاباندنِ هدفمند پرتو برای آسیب رساندن به سلولهای بیمار یا از بین بردن آنها، بهویژه سلولهای سرطانی.
مثالهای طبیعی
The doctor recommended radiotherapy after surgery.
پزشک پس از عمل جراحی، پرتودرمانی را توصیه کرد.
She is receiving radiotherapy this month.
او این ماه تحت پرتودرمانی قرار دارد.
A course of radiotherapy may involve several appointments.
یک دوره پرتودرمانی ممکن است شامل چندین نوبت مراجعه باشد.
نکتهٔ کاربردی
radiotherapy برای درمان بیماری به کار میرود؛ radiology حوزهٔ گستردهتر پزشکی است که تصویربرداری و کاربرد پرتو را دربرمیگیرد.
