معنی ۱neutral · 86%
سبزی ریشهای کوچک و گرد یا کشیده که اغلب پوست قرمز و طعمی تند دارد.
مثالهای طبیعی
She sliced a radish into thin pieces.
او یک تربچه را به برشهای نازک برید.
Could I have six radishes, please?
میشود لطفاً شش تربچه به من بدهید؟
Our radishes grew quickly in spring.
تربچههای ما در بهار سریع رشد کردند.
نکتهٔ کاربردی
تربچه را اغلب خام میخورند و مزهاش ممکن است نسبتاً تند و فلفلی باشد.
ترکیبهای رایج
— تربچههای تازه
