معنی ۱neutral · 90%
عنصر شیمیایی فلزی و پرتوزایی که بهطور طبیعی وجود دارد.
مثالهای طبیعی
Early luminous watch dials sometimes contained radium.
صفحهٔ بعضی ساعتهای قدیمیِ شبتاب حاوی رادیوم بود.
The sample had a trace of radium.
در نمونه مقدار ناچیزی رادیوم وجود داشت.
Workers must avoid unnecessary radium exposure.
کارگران باید از قرارگرفتن غیرضروری در معرض رادیوم خودداری کنند.
نکتهٔ کاربردی
radium نام یک عنصر است؛ radiation به انرژیِ ساطعشده در فرایند واپاشی پرتوزا گفته میشود.
