بر اثر استفادهٔ زیاد پاره، فرسوده و نامرتب شده باشد.
مثالهای طبیعی
Her ragged jacket had holes at both elbows.
کت ژندهٔ او از هر دو آرنج سوراخ شده بود.
Ragged blankets covered the narrow beds.
پتوهای کهنه و پاره تختهای باریک را پوشانده بودند.
The hikers looked ragged after three nights outside.
کوهنوردان پس از سه شب ماندن بیرون، آشفته و ژنده به نظر میرسیدند.
نکتهٔ کاربردی
ragged به پارگی و فرسودگی اشاره دارد؛ dirty یعنی کثیف بودن و لباس ممکن است ژنده اما تمیز باشد.
