معنی ۱neutral · 88%
خوراکی از تکههای کوچک گوشت یا سبزیجات که بهآرامی در سسی غلیظ پخته میشوند.
مثالهای طبیعی
The mushroom ragout arrived over creamy polenta.
خوراک راگوی قارچ را روی پولنتای خامهای سرو کردند.
She prepared a ragout of lamb and tomatoes.
او خوراک راگویی با گوشت بره و گوجهفرنگی آماده کرد.
The class compared three seasonal ragouts.
هنرجویان کلاس سه نوع راگوی فصلی را با هم مقایسه کردند.
نکتهٔ کاربردی
اصطلاحی آشپزی است و بهشکل ragoût نیز نوشته میشود؛ آن را با ragù ایتالیایی یکی ندانید، هرچند این غذاها گاهی شباهت دارند.
