معنی ۱neutral · 90%
ورود ناگهانی و سازمانیافته به مکانی برای حمله، بازرسی یا ضبط افراد یا اموال
مثالهای طبیعی
Police carried out a raid on the warehouse.
پلیس عملیاتی غافلگیرانه در انبار انجام داد.
The raid began before dawn and lasted two hours.
یورش پیش از سپیدهدم آغاز شد و دو ساعت طول کشید.
Three arrests followed the raid on the property.
پس از یورش به ملک، سه نفر بازداشت شدند.
نکتهٔ کاربردی
`raid` عملیاتی برنامهریزیشده و ناگهانی است و هدف آن بسته به بافت میتواند حمله، بازرسی، بازداشت یا ضبط باشد.
