در قالب عملیاتی سازمانیافته، ناگهان وارد مکانی شدن تا حمله، بازرسی یا چیزی را ضبط کنند
مثالهای طبیعی
Officers raided the property early on Tuesday.
مأموران صبح زود سهشنبه به آن ملک یورش بردند.
Armed groups had raided several villages before withdrawing.
گروههای مسلح پیش از عقبنشینی به چند روستا یورش برده بودند.
Investigators raided the office and seized financial records.
بازرسان به دفتر یورش بردند و اسناد مالی را ضبط کردند.
نکتهٔ کاربردی
`raid` مفعول مستقیم میگیرد: `raid a house/office/camp/village`. پس از فعل معمولاً `on` نمیآید.
