معنی ۱neutral · 87%
کسی که در حملهای ناگهانی به یک مکان، اغلب با هدف سرقت، شرکت میکند.
مثالهای طبیعی
The raiders entered the village before sunrise.
مهاجمان پیش از طلوع آفتاب وارد روستا شدند.
Police arrested a raider after the attempted theft.
پلیس پس از تلاش برای سرقت، یکی از مهاجمان را بازداشت کرد.
One raider broke through the gate while others waited.
یکی از مهاجمان دروازه را شکست و وارد شد، درحالیکه دیگران منتظر بودند.
نکتهٔ کاربردی
مهاجم ممکن است بهتنهایی یا همراه گروهی دیگر عمل کند.
