raise
A1اسم/US /reɪz/ rāz; UK /reɪz/ rāz/
عمل آمدن، بالا کردن، پروردن
JadoLearn Dictionary
معنی raise به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
عمل آمدن، بالا کردن، پروردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
متعال کردن
مرتفع شدن، تصعید نمودن، تصعید کردن
افراشتن، سیخ
ناشی شدن
مورث، موجد، باعث شدن
بیرون دادن، عمل آوردن، فر اوردن
رشد کردن، رویاندن، عمل آوردن
بلندتر کردن
هیچکدام؛ هیچکس؛ هیچ
پرده، یفا کردن، اقدام کردن
کنش، عمل، فعل
مخاطب قرار دادن، سرخط، نشانی
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.