معنی ۱formal · 86%
به چند شاخه یا مسیر مرتبط تقسیمشدن یا در آنها گسترش یافتن.
مثالهای طبیعی
The roots ramify beneath the surface of the soil.
ریشهها زیر سطح خاک شاخهشاخه میشوند.
Over time, the firm ramified into several distinct businesses.
آن شرکت بهمرور به چند کسبوکار متمایز گسترش یافت.
The argument ramifies into questions about law and identity.
بحث به پرسشهایی دربارهٔ حقوق و هویت منشعب میشود.
نکتهٔ کاربردی
رسمی و کمکاربرد است؛ در بیشتر موقعیتها branch out سادهتر است.
