معنی ۱neutral · 87%
میلهای بلند و راست که در گذشته برای فروبردن و فشردن بار در تفنگهای سرپر استفاده میشد.
مثالهای طبیعی
The curator displayed a ramrod beside the antique rifle.
موزهدار سنبهای را کنار تفنگ قدیمی به نمایش گذاشت.
His replica’s ramrod had been lost during transport.
سنبهٔ تفنگِ نمونهٔ بازسازیشدهٔ او هنگام حملونقل گم شده بود.
Several ramrods were stored with the old firearms.
چند سنبه همراه با سلاحهای گرم قدیمی نگهداری میشد.
نکتهٔ کاربردی
بیشتر در تاریخ، مجموعهداری و تشبیه ثابت straight as a ramrod دیده میشود.
