معنی ۱neutral · 90%
دارای بو یا مزهٔ ناخوشایند بر اثر خراب شدن چربیها یا روغنها.
مثالهای طبیعی
The butter smelled rancid after weeks outside the fridge.
کره پس از چند هفته بیرون ماندن از یخچال بوی نامطبوع و ماندگی میداد.
These nuts have a rancid taste.
این مغزها طعم چربی فاسدشده دارند.
Old cooking oil becomes more rancid in warm conditions.
روغن خوراکی کهنه در محیط گرم، بیشتر بوی ماندگی و فساد میگیرد.
نکتهٔ کاربردی
rancid بهویژه دربارهٔ غذاهای چرب مناسب است؛ rotten معنای گستردهتری دارد و برای گوشت یا میوه هم به کار میرود.
