معنی ۱neutral · 90%
انتخابشده یا رخداده بدون روش، دلیل یا الگوی قابلپیشبینی و برنامهریزیشده
مثالهای طبیعی
Researchers selected a random sample from the population.
پژوهشگران نمونهای تصادفی از جمعیت انتخاب کردند.
The program generates random numbers for each test.
برنامه برای هر آزمون اعداد تصادفی تولید میکند.
The meeting felt completely random and poorly organized.
جلسه کاملاً تصادفی و بینظم به نظر میرسید.
نکتهٔ کاربردی
`Random` در آمار، رایانش و گفتار روزمره برای چیزهایی که الگوی برنامهریزیشدهٔ آشکاری ندارند رایج است.
