جایگاه در فهرستی مرتب که افراد، سازمانها یا چیزها را بر اساس معیارهای مشخص مقایسه میکند
مثالهای طبیعی
The university improved its ranking for research quality.
دانشگاه رتبهٔ خود را از نظر کیفیت پژوهش بهبود داد.
Her ranking rose after three consecutive tournament victories.
رتبهٔ او پس از سه پیروزی پیاپی در مسابقات بالا رفت.
The company achieved its highest ranking in a decade.
شرکت به بالاترین رتبهٔ خود در یک دهه رسید.
نکتهٔ کاربردی
`ranking` هم میتواند جایگاه یک مورد و هم سامانه یا فهرستی را که چند مورد را مرتب میکند بیان کند؛ بافت معمولاً معنی را روشن میکند.
