معنی ۱neutral · 87%
پولی که در برابر آزادی فرد ربودهشده درخواست میشود
مثالهای طبیعی
The kidnappers demanded a ransom for the hostage.
آدمربایان برای آزادی گروگان درخواست پول کردند.
No ransom was paid before the police arrived.
پیش از رسیدن پلیس هیچ پولی برای آزادی گروگان پرداخت نشد.
The family could not afford the ransom.
خانواده توان پرداخت مبلغ درخواستی را نداشت.
نکتهٔ کاربردی
ransom پولی است که گروگانگیران برای آزادی کسی مطالبه میکنند؛ اما reward پاداشی است که در برابر کمک یا اطلاعات مفید پیشنهاد میشود.
