معنی ۱formal · 88%
ویژگی رخ دادن یا تغییر کردن با سرعت بسیار زیاد.
مثالهای طبیعی
The rapidity of technological change surprised the staff.
سرعت تغییرات فناوری کارکنان را شگفتزده کرد.
The storm intensified with alarming rapidity.
توفان با سرعتی نگرانکننده شدت گرفت.
Researchers noted the rapidity with which bacteria multiplied.
پژوهشگران به سرعت تکثیر باکتریها توجه کردند.
نکتهٔ کاربردی
rapidity اسم رسمیتری برای سرعت است و معمولاً برای یک رویداد از ساخت a rapidity استفاده نمیشود.
