بهبود یا احیای روابط دوستانه میان افراد یا گروههایی که پیشتر با هم اختلاف یا دشمنی داشتهاند.
مثالهای طبیعی
The two countries announced a rapprochement after years of hostility.
دو کشور پس از سالها دشمنی، از بهبود روابطشان خبر دادند.
Rapprochement between the rival departments took several months.
نزدیکشدن دوبارهٔ دو بخش رقیب سازمان چند ماه طول کشید.
Observers questioned whether the rapprochement would last.
ناظران تردید داشتند که این بهبود روابط پایدار بماند.
نکتهٔ کاربردی
رسمی است و بیشتر در دیپلماسی، سیاست و اختلافهای سازمانی کاربرد دارد.
