احساسِ بسیار شدید و فراگیرِ شادی، هیجان یا لذت.
مثالهای طبیعی
The final aria filled the audience with rapture.
آریایِ پایانی تماشاگران را غرقِ شور و شعف کرد.
She watched the first snowfall in silent rapture.
او نخستین بارشِ برف را در سکوت و با وجد تماشا میکرد.
Collectors were in raptures over the newly discovered painting.
مجموعهداران از نقاشیِ تازهکشفشده بهشدت به وجد آمده بودند.
نکتهٔ کاربردی
اسمِ مفرد غالباً بدونِ حرفِ تعریف میآید؛ in raptures ترکیبِ اصطلاحیِ جمع است و نباید با معنایِ مذهبیِ متفاوت اشتباه شود.
