معنی ۱neutral · 90%
نشاندهنده یا بیانگر شادی، هیجان یا تحسینی بسیار شدید.
مثالهای طبیعی
The singer returned to rapturous applause.
خواننده با تشویق پرشور تماشاگران دوباره روی صحنه آمد.
Critics gave the debut novel rapturous reviews.
منتقدان نقدهایی سرشار از تحسین برای نخستین رمان او نوشتند.
The reception was rapturous when the students entered.
وقتی دانشآموزان وارد شدند، استقبال بسیار پرشوری از آنها شد.
نکتهٔ کاربردی
معمولاً بار مثبت دارد و در نقد آثار هنری، سخنرانیها و گزارش جشنها رایج است.
