معنی ۱neutral · 90%
غیررایج و فقط بهندرت یافتشونده یا رخدهنده
مثالهای طبیعی
The island is home to several rare birds.
این جزیره زیستگاه چند گونهٔ پرندهٔ کمیاب است.
Snow is rare in this region.
برف در این منطقه نادر است.
This is one of the rarest coins.
این یکی از کمیابترین سکههاست.
نکتهٔ کاربردی
`Rare` در برابر `common` قرار میگیرد.
ترکیبهای رایج
— گونهای که تعداد کمی از آن وجود دارد

