معنی ۱neutral · 84%
ویژگیِ نادر بودن یا بهندرت اتفاق افتادن.
مثالهای طبیعی
The bird’s rareness attracts conservation researchers.
نادر بودن این پرنده توجه پژوهشگران حفاظت از طبیعت را جلب میکند.
Collectors admired the rareness of the surviving photographs.
گردآورندگان از کمیابی عکسهای باقیمانده شگفتزده شدند.
The rareness of her concerts increases ticket demand.
کم بودن تعداد کنسرتهای او تقاضا برای بلیت را افزایش میدهد.
نکتهٔ کاربردی
Rareness از نظر دستوری درست است اما از rarity کمتر استفاده میشود؛ هر دو میتوانند کمیابی را توصیف کنند.
