رفتار متقلبانه، بیوجدانانه یا بدنامکننده.
مثالهای طبیعی
The novel exposes the minister’s rascality.
رمان، ناپاکدستیِ وزیر را افشا میکند.
Such rascality deserves public scrutiny.
چنین رفتار فریبکارانهای شایستهٔ نظارت عمومی است.
His charm concealed years of rascality.
جذابیت ظاهریاش سالها حقهبازی را پنهان کرده بود.
نکتهٔ کاربردی
واژهای ادبی و نسبتاً قدیمی است؛ وقتی به رفتارهای نادرست در مجموع اشاره دارد، معمولاً غیرقابلشمارش است.
