معنی ۱neutral · 95%
تا حد نسبتاً زیادی، اغلب بیشتر از انتظار
مثالهای طبیعی
The test was rather difficult.
آزمون نسبتاً دشوار بود.
He spoke rather slowly.
او نسبتاً آهسته صحبت کرد.
It is rather cold today.
امروز هوا نسبتاً سرد است.
نکتهٔ کاربردی
rather پیش از صفت یا قیدی میآید که آن را توصیف و تقویت میکند.
