معنی ۱formal · 89%
آسیبها و پیامدهای شدید ناشی از فرایندی مخرب، بهویژه در گذر زمان.
مثالهای طبیعی
The ravages of war remain visible across the town.
ویرانیهای ناشی از جنگ هنوز در سراسر شهر دیده میشود.
The walls show the ravages of time.
دیوارها آثار فرسایشِ گذر زمان را نشان میدهند.
The ravages of disease had weakened the population.
پیامدهای ویرانگر بیماری جمعیت را ضعیف کرده بود.
نکتهٔ کاربردی
ترکیب جاافتادهٔ انگلیسی the ravages of something با اسم جمع است؛ ravage در کاربرد عمومی بیشتر بهعنوان فعل دیده میشود.
