عمل یا فرایند دوباره وارد شدن به مکان، فعالیت یا نهادی پس از ترک آن.
مثالهای طبیعی
The course supports re-entry into the workforce.
این دوره به بازگشت افراد به بازار کار کمک میکند.
Re-entry is not permitted after you leave the concert.
پس از خروج از کنسرت، اجازهٔ ورود مجدد ندارید.
Her re-entry into university required another application.
بازگشت او به دانشگاه مستلزم ارائهٔ درخواست تازهای بود.
نکتهٔ کاربردی
re-entry بر بازگشت پس از خروج تأکید دارد؛ initial entry به ورود یا پذیرش نخستین گفته میشود.
