معنی ۱formal · 86%
فرایندی که در آن مادهای پس از خروج از بدن، بافت یا سامانه، دوباره به درون آن جذب میشود.
مثالهای طبیعی
The kidneys regulate water reabsorption throughout the day.
کلیهها در طول روز بازجذب آب را تنظیم میکنند.
Reabsorption of glucose normally occurs in the kidneys.
بازجذب گلوکز معمولاً در کلیهها انجام میشود.
The doctor explained fluid reabsorption after the injury.
پزشک بازجذب مایعات را پس از آسیبدیدگی توضیح داد.
نکتهٔ کاربردی
reabsorption به معنای جذب دوباره است؛ با excretion که به دفع مواد از بدن اشاره دارد، تفاوت دارد.
