مخالف اصلاحات سیاسی یا اجتماعی و طرفدار بازگرداندن مناسبات یا نظامهای گذشته.
مثالهای طبیعی
The party promoted a reactionary social agenda.
آن حزب برنامهای اجتماعی با گرایش ارتجاعی تبلیغ میکرد.
The candidate sounded more reactionary than his rivals.
مواضع آن نامزد از رقیبانش ارتجاعیتر به نظر میرسید.
Reactionary groups resisted changes to the voting system.
گروههای ارتجاعی در برابر تغییر نظام رأیگیری مقاومت کردند.
نکتهٔ کاربردی
reactionary اغلب لحن انتقادی دارد؛ از conservative شدیدتر است و به معنای کسی نیست که صرفاً سریع واکنش نشان میدهد.
