آماده بودن برای انجام کاری یا توانایی شروع کاری.
معادلها در زبانهای پایه
فارسی
آماده
Deutsch
bereit
Հայերեն
պատրաստ
patrast
مثالهای طبیعی
I am ready for the test.
من برای آزمون آماده هستم.
The team is ready to play.
تیم آماده است که بازی کند.

هر روز، یک قدم جلوتر در مسیر یادگیری زبان
در حال آمادهسازی مسیر یادگیری…مدخل آموزشی تأییدشده
بریتانیایی: /ˈredi/آمریکایی: /ˈredi/
تأکید واژه روی بخش اول آن است.
معادلها در زبانهای پایه
فارسی
آماده
Deutsch
bereit
Հայերեն
պատրաստ
patrast
I am ready for the test.
من برای آزمون آماده هستم.
The team is ready to play.
تیم آماده است که بازی کند.
She feels ready now.
او اکنون احساس آمادگی میکند.
Ready اغلب با to + فعل میآید، وقتی کسی برای انجام یک کار آماده است.
I am ready do the test.
I am ready to do the test.
برای بیان یک عمل بعد از ready معمولاً باید از to + فعل استفاده شود.
از ready زمانی استفاده کنید که کسی آماده شده و میتواند کاری را شروع کند. برای کارها از ساختار ready to + فعل استفاده کنید.
جملهٔ درست را انتخاب کنید.
معادلها در زبانهای پایه
فارسی
آماده
Deutsch
fertig
Հայերեն
պատրաստ
patrast
Dinner is ready.
شام آماده است.
Your order will be ready at noon.
سفارش شما ظهر آماده خواهد بود.
When will my room be ready?
اتاق من چه زمانی آماده خواهد شد؟
Ready میتواند چیزهایی را توصیف کند که آماده شدهاند و میتوان از آنها استفاده کرد یا آنها را دریافت کرد.
The food ready to eat.
The food is ready to eat.
در این جمله، صفت بعد از اسم به یک فعل ربطی نیاز دارد.
برای اشیا و چیزها از ready استفاده کنید وقتی که آماده و قابل استفاده هستند. در این حالت، خودِ شیء آماده است، نه شخص.
معنی ready در جملهٔ 'The food is ready' چیست؟