آماده بودن برای انجام کاری یا توانایی شروع کاری.
مثالهای طبیعی
I am ready for the test.
من برای آزمون آماده هستم.
The team is ready to play.
تیم آماده است که بازی کند.
She feels ready now.
او اکنون احساس آمادگی میکند.
نکتهٔ کاربردی
Ready اغلب با to + فعل میآید، وقتی کسی برای انجام یک کار آماده است.

