معنی ۱neutral · 86%
کسی که موقعیتها را بر پایهٔ واقعیتها و امکانات عملی ارزیابی میکند.
مثالهای طبیعی
As a realist, she questioned the optimistic schedule.
او بهعنوان فردی واقعبین، زمانبندی خوشبینانه را زیر سؤال برد.
My brother is a realist about career opportunities.
برادرم دربارهٔ فرصتهای شغلی واقعبین است.
Realists focus on what governments can actually achieve.
واقعبینان بر آنچه دولتها واقعاً میتوانند انجام دهند تمرکز میکنند.
نکتهٔ کاربردی
فرد واقعبین هم ممکن است وقتی شرایط دلیل کافی دارد خوشبین باشد.
