معنی ۱formal · 90%
حوزهای مشخص از دانش، فعالیت، تجربه یا امکان
مثالهای طبیعی
The issue belongs to the realm of public health.
این موضوع در حوزهٔ سلامت عمومی قرار میگیرد.
That idea remains within the realm of possibility.
آن ایده هنوز در قلمرو امکان قرار دارد.
Ethics and law occupy overlapping realms in this debate.
اخلاق و حقوق در این بحث حوزههای همپوشانی دارند.
نکتهٔ کاربردی
`realm` از `area` یا `field` رسمیتر است و در عبارتهای انتزاعی مانند `the realm of possibility` رایج است.
