عوضکردن جای چیزهایی که از قبل چیده شدهاند یا تغییر ترتیب آنها
مثالهای طبیعی
We rearranged the furniture to make more space.
ما مبلمان را دوباره چیدیم تا فضای بیشتری ایجاد کنیم.
Please rearrange these words into a sentence.
لطفاً ترتیب این کلمات را تغییر بده تا جملهای بسازی.
The manager is rearranging the shelves by product type.
مدیر دارد قفسهها را بر اساس نوع محصول دوباره مرتب میکند.
نکتهٔ کاربردی
Rearrange مفعول مستقیم میگیرد؛ با replace به معنی جایگزینکردن یک چیز با چیز دیگر متفاوت است.
