به درجهای نسبتاً زیاد یا قابلقبول، اما نه بسیار زیاد
مثالهای طبیعی
The jacket is reasonably priced for its quality.
قیمت این کت نسبت به کیفیتش معقول است.
She performed reasonably well despite feeling nervous.
با وجود اضطراب، عملکرد او نسبتاً خوب بود.
The station is reasonably close to the hotel.
ایستگاه نسبتاً به هتل نزدیک است.
نکتهٔ کاربردی
`Reasonably` یک ارزیابی را ملایم میکند: `reasonably good` مثبت است، اما از `very good` ضعیفتر است.
