مقاومت سازمانیافته در برابر دولت، حاکم یا قدرت مستقر دیگر، گاهی همراه با خشونت
مثالهای طبیعی
The rebellion began after the ruler imposed new taxes.
شورش پس از آن آغاز شد که حاکم مالیاتهای جدید وضع کرد.
A rebellion against colonial rule spread across the region.
قیامی علیه حکومت استعماری در سراسر منطقه گسترش یافت.
Government forces crushed the rebellion within several weeks.
نیروهای دولتی ظرف چند هفته شورش را سرکوب کردند.
نکتهٔ کاربردی
`rebellion` خودِ مقاومت سازمانیافته را نام میبرد، در حالی که `rebel` معمولاً یک شرکتکننده را نام میبرد.
