بیانِ تند و آشکارِ نارضایتی یا انتقاد از رفتارِ کسی.
مثالهای طبیعی
Her speech delivered a rebuke to the minister.
سخنرانیِ او توبیخِ تندی متوجهِ وزیر کرد.
The headteacher’s rebuke left the students unusually quiet.
توبیخِ مدیرِ مدرسه دانشآموزان را بهطرزی غیرمعمول ساکت کرد.
Many viewed the ruling as a rebuke of government secrecy.
بسیاری آن حکم را سرزنشی آشکار نسبت به پنهانکاریِ دولت دانستند.
نکتهٔ کاربردی
Rebuke از بازخوردِ عادی شدیدتر و محکومکنندهتر است؛ ممکن است با سخن، رفتار یا حتی یک تصمیم ابراز شود.
