معمایی با واژهها که در آن تصویرها، حروف یا نمادها نمایندهٔ صداها یا بخشهایی از یک عبارتاند.
مثالهای طبیعی
The rebus used a bee to represent the sound be.
در آن معما، تصویر زنبور برای نشاندادن صدای be به کار رفته بود.
Visitors solved a rebus before finding the next exhibit.
بازدیدکنندگان پیش از پیداکردن بخش بعدی نمایشگاه، یک معمای تصویریآوایی حل کردند.
Her rebuses attracted thousands of puzzle enthusiasts.
معماهای تصویریآوایی او هزاران علاقهمند به معما را جذب کرد.
نکتهٔ کاربردی
در بازیهای واژگانی، فعالیتهای مدرسه و مجموعههای معما رایج است.
