به یاد آوردن رویداد، واقعیت یا تجربهای از گذشته.
مثالهای طبیعی
I recall meeting her at the graduation ceremony.
یادم میآید که در مراسم فارغالتحصیلی او را دیدم.
He could not recall the exact time.
او نتوانست ساعت دقیق را به یاد بیاورد.
Do you recall where we first met?
یادت میآید اولین بار کجا همدیگر را دیدیم؟
نکتهٔ کاربردی
برای یادآوری کار انجامشده در گذشته، recall doing طبیعی است؛ در این معنی از recall to do استفاده نکن.
